احمد احمدى بيرجندى

10

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )

بسمه تعالى و له الحمد پيشگفتار « كان على ( ع ) بين اصحابه كالمعقول بين المحسوس » « على ( ع ) در ميان ياران رسول خدا ( ص ) مانند عقول قاهره نسبت به اجسام ماديّه بود » ابو على سينا از آن زمان كه كودكى نوپا بودم ، به ياد دارم مادربزرگ يا مادرم و يا پدرم هنگامى كه مىخواستند دست مرا بگيرند و پا به پايم ببرند ؛ موقع برخاستن من مىگفتند : يا على . گفتن « يا على » بر زبانم هميشه و همه جا ، جارى بود . وقتى برمىخاستم ، از پله‌ها بالا مىرفتم ، پايين مىآمدم ، بارى كه از توانم بيشتر بود برمىداشتم ، همه جا ، « يا على » مىگفتم و اين را از بزرگترها ، در خانه ، ياد گرفته بودم . امّا « يا على » چه بود ؟ و « على » كه بود ؟ چيزى نمىدانستم . امروز هم ، پس از شصت و اندى سال ، پس از خواندن سيره و سرگذشت آن حضرت و كتابها و مقالات دربارهء « على ( ع ) » ، باز هم بايد اقرار كنم ، چيزى نمىدانم و درك جلوه‌هاى شخصيّت ابرمردى كه در وراء شخص وى ، حتّى براى اصحابش و آيندگان ناشناخته بود و هست ؛ براى افراد معمولى ، مانند من ، ناممكن است مگر نمى از يمى . وقتى سعدى ، با آن همه دانش و آگاهى و سير و سياحت و